تبليغاتX
فرياد ياران سهند

مرز آزادی بیان کجاست؟

پیرامون هنردوستی اسلام سیاسی!!!

 

این عنوان مسابقه ای است که روزنامه همشهری با همکاری خانه کاریکاتور ایران با کلی جایزه و متعلقات و تبلیغات و داد و فریاد آنچنانی برای به طنز کشیدن واقعه کشتار یهودیان در آلمان بدست نازی ها معروف به هولوکاست، اعلام کردند. هدف از طرح این مسابقه جدای اهداف تفرقه افکنی دست های سیاه پشت پرده آن به گفته مجریانش، پیدا کردن مرز آزادی بیان و اثبات وجود یا عدم وجود آن در اروپاست!!!.

 

آنچه قبل از هر چیزنظر هر انسان آگاهی را به خود جلب میکند نام این مسابقه کاریکاتوری است که به نظر من پر از حماقت های کودکانه و بزمچه وار است. آنچه مسلم است این است که آزادی بیان چه در اصطلاح و چه در لغت، به معنای ابراز بیان آزاد عقیده و طرز فکر، بدور از هرگونه حد و مرز و ترس و واهمه از عواقب آن است. ودقیقا این همان نکته ای است که برگزارکنندگان این خیمه شب بازی به آن توجه نکرده اند و آن دقیقا همان مرزی از آزادی بیان است که جمهوری اسلامی به دنبال آن میگردد تا حد آن را در اروپا به دست آورد.

 

ادبیات سیاسی رژیم اسلامی در تمامی ادوار حیات ننگینش برای هرگونه آزادی، چه آزادی عقیده، چه آزادی های فردی و اجتماعی، مرزی بسیار تنگ و محدود قائل بوده و هست وبه خیال خود که در اروپا نیز برای ابراز عقیده حد و مرزی وجود دارد سراغ آن را با برگزاری این مسابقه و به قول خود تحریک کننده دول اروپائی میگیرد. اسلام سیاسی در تمامی مراحل و مقاطع، برای انسان های قربانی در آن جامعه خط مشی تعیین میکند و با آیاتی که محمد، سر دسته همه این اسلامگرایان در زمان مستی و هیپنوتیزمی خود برای رام کردن زنانش جهت سوء استفاده بیشترجنسی ار آنان استفاده می کرده، در پی اداره جامعه است و اجازه عدول از این به اصطلاح اصول و فروع دینی را به هیچ بنی بشری نمیدهد کما آنکه عدول از هر یک از این اصول با چماق رژیم جواب داده میشود و از قبل بدون توجه به نیاز زمان و اقتضای جامعه، بر اساس قوانین ضد انسانی اسلامی، اجازه هرگونه ابراز بیان و عقیده را سلب کرده است و چه رسد به اینکه این آزادی حد و مرزی هم داشته باشد!!!. سلب آزادی بیان و زیر پاگذاردن اعتقادات مردم نه تنها برای اولین بار از سوی رژیم جهل و سانسور اسلامی بلکه توسط خود محمد صورت می گرفت. تصویر زیرین گویای جریحه دارکردن اعتقادات مردم قبل از اسلام توسط محمد است که نیازی به هیچ توضیح تکمیلی ندارد.

 

 

 این هم احترام به مقدسات به روایت اسلام سیاسی

 

مرز آزادی بیان در کشور های اسلام زده را خوشبختانه درطی روزهای اخیر، به وضوح در خبر های تصویری و تلویزیونی دیدیم که فقط به خاطر تعدادی کاریکاتور در روزنامه های چند کشور اروپائی، صد ها مزدور اسلام سیاسی در مقابل سفارت خانه های اروپائی، با میمون بازی ها و درآوردن ادا و اصول حیوانی، دست به اعتراض به این بیان حقیقت در قالب کاریکاتور زدند و بصورتی آشکار، تحمل ناپذیری اسلام سیاسی از بیان واقعیت و حقیقت را به معرض نمایش افکار عمومی گذاشتند و اکنون بدون توجه به هیچگونه حساب و کتابی میخواهند مرز آزادی بیان که خود بوئی از ان نبرده اند را در اروپا را کشف کنند!!!.

 

قبل از اینکه این خلق ستیزان اسلامی بخواهند به دنبال پیدا کردن مرز آزادی بیان در غرب بگردند میبایستی نخست، یک سری به زندان های پر و پیمان خودشان بزنند و فوج فوج دگر اندیشانی را ببیند که فقط به علت بیان کوچکترین در خواست، جهت احقاق حد اقل حقوق انسانی خود راهی سیاه چال های رژیم شده اند و سال های سال است که به دست فراموشی سپرده شده اند و بدون تکلیف و رسیدگی عادلانه به پرونده شان، لحظه شماری برای بوسه بر طناب دار میکنند یا اینکه نیم نگاهی به زندان های انفرادی دهشتناک اوین و رجائی شهر و هزاران جای مخفی و نیمه مخفی بیاندازد که در آنجا شکنجه گران اسلامی بعد از وضوء و طلب آمرزش گناهانشان از حضرت حق، دست به شکنجه روحی و جسمی وحشیانه آزاذ اندیشان و خردورزان میزنند تا شاید بتوانند به خیال خودشان مرز آزادی بیان را نگه دارند که مبادا مرز آزادی بیان زیر پا گذاشته شود.

 

بله این است مرز آزادی بیان در ایران. حکم اعدام وسپس بعد از تلاش های سازمان یافته ما در خارج از کشور14 سال حبس برای دگر اندیشی که فقط به امر ساده ای مانند تقلید از مجتهد انتقاد داشت و یا پاره کردن و دریدن شکم و خارج کردن اعضا و جوارح درونی نوجوانی که تغییر دین داده بود وسپس سوزاندن بدنش و یا باز هم از این دست اقدامات اسلامگرایان مانند همین چند روز پیش دستگیری و حبس و شکنجه وبلاگ نویس جوانی در بندر عباس که هم اکنون در آستانه اعدام قرار دارد آن هم فقط به علت مقاله ای که در آن بر اساس تفاسیر و تعابیر حضرات حزب ا...توهین به صاحت مقدس بنیانگذار اسلام سیاسی، دجال زمانه، پیرترور و اعدام، خمینی فاشیست تلقی شده است. ابراز عقیده و بیان در ایران کلمه ای بسیار شیک و پیک و فقط و فقط کلمه ای تئوریک و ظاهری بود که استحاله گران دوم خردادی آنرا از جیبشان بیرون آورده بودند تا آنرا دستمایه ای برای زور آزمائی و برخ کشی در مقابل دولتمردان اروپائی جهت هر چه بیشتر سرکیسه کردن آنان و باجگیری قرار دهند. مرز آزادی بیان در ایران بوی خون و سرکوب شکنجه و تهدید و ارعاب و چماق هزاران گند و کسافت دیگر میدهد. خطوط بالائی این نوشته را تصحیح میکنم و به نبودن هرگونه آزادی بیان در ایران تحت حکومت ملایان اسلامی اشاره میکنم و فریاد بر می آورم که در اروپا هر چه که نباشد آزادی بیان و عقیده امری نهادینه و آمیخته با فرهنگ این ملل است و به یاد روزی که هم شاگردی ام درمدرسه ای که در آن درس میخواندیم در جواب به سوالی که مدیر مدرسه از او پرسید جواب داد که من مسلمان هستم و با مسیحیان مشرک کاری ندارم و عقیده ای به دین شما ندارم می افتم زمانی که مدیر از او پرسیده بود که برای نیم ترم آینده بهتر است برای دریافت نمره بالا تر، درس دینی (تعلیمات دین مسیح) را بجای فلسفه انتخاب کنی می افتم. یا زمانی که در همین تلویزیون های آلمان یکی ازبرنامه سازان تلویزیونی، مسیح و تعالیمش را مسخره میکرد. در هیچکدام از این موارد نه آن همشاگردیم را روز بعدا بر دار و سوزانده شده دیدم و نه خبری از انفجار ساختمان صدا و سیمای آن شبکه تلویزیونی آلمانی بدست مسیحیان دو آتشه شنیدم گویا که اصلا آن برنامه را فقط من دیدم و انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و نه صاحت مسیح هزاران سال مرده شکسته نشده و نه احساسات ملیون ها مسیحی جریحه دار نشده است. نمیدانم آقای سردبیر همشهری چه خیالی در سر دارند و به دنبال چه می گردند. به هرجهت من نوعی که خودم به هولوکاست با تمامی زیر و بمش اعتقاد دارم چون تمامی اتفاقات آن در جزء به اثبات رسیده آرزوی برگزاری آبرومندانه این نوع فعالیت های از نظر من صرفا هنری را دارم. ما برای آزادی بیان هیچ حد و مرزی قائل نیستیم و سوای مقاصد سیاسی شوم رژیم اسلامی از برگزاری این مسابقه، احترام به نظرآندسته از کاریکاتوریست های اجیر نشده ای میگذارم که نه از روی لج و لج بازی بلکه از روی مطالعه و طرز فکر خودشان، این واقعه دلخراش تاریخی را سوژه ای برای کاریکاتور های خود می کنند. راستی من به شخصه بعد از باب شدن این بحران کاریکاتوری یا به قول حمید تقوائی کاریکاتورهای بحران، میخواهم از این عرصه جدید مبارزاتی که خودمان برنده بلامنازع آن هستیم، نهایت استفاده را ببرم و از خرافاتی که حداقل با احترام به نظر مسلمانان از نظر خودم مزخرف است با توجه به سطح سواد و علمی که دارم، کاریکاتورهائی رسم کنم. کاریکاتورهائی از واقعه معراج پیامبراسلام، تولد امام علی از دیوار کعبه، حرکت دادن خورشید با انگشت یک دست که این معجزه را به محمد نسبت میدهند زمانی که علی بر روی پایش خوابیده بود و یا کاریکاتوری از زندگی امام زمان در مثلث برمودا یا هزار و یک خزعولات دیگر اسلامی که تمامی قلم و دوات دنیا برای به تحریر در آوردن آنها کفایت نمی کنند رسم نمایم که شاید در این راه بتوانم استعداد های نهفته درونی ام در امر نقاشی آن هم نقاشی با کلاسی مثل کاریکاتور را بیدار کنم و دگر اندیشان را در این فاز مبارزاتی یاری دهم

+ نوشته شده توسط سهند در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 14:29 |